تبلیغات
ღ______هدف نهایی ______ღ
 
ღ______هدف نهایی ______ღ
انسان، به هر ناحیه و جهتی رو کند رو به سوی خدا دارد. ( فأینما تولوا فثم وجه اللّه )
 
 
چهارشنبه 1 شهریور 1396 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم

در دستور زبان عرفان؛

فعل اینگونه صرف می شود:

من نیستم، تو نیستی، او همیشه هست ...!

الهی و ربی من لی غیرک





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


Image result for maryam mirzakhani                                     

       هر روز که از مرگ مریم می گذرد بیشتر مرا به تعظیم وا میدارد.

گوگل ؛ فیس بوک و هزارصفحه دیگر را جستجو می کنم  تا در موردش بیشتر بدانم .

بجز معدودی عکس که عمدتا در کنگره و سر کلاس  و احیانا غافلگیرانه  گرفته شده است.

با خود می اندیشم هیچ کس نفهمید مریم کی ازدواج کرد، خبری از عکس عروسی و سفارش کریستین دیور در مدیا نیست با این که میدانم آنقدر دارایی داشت که عروسی قرن را چون فوتبالیست مسی رقم بزند.

او حتی از نماد زیبایی زنانگی یعنی موهایش نیز گذشته است.

او به قول دکتر کامران وفا استاد فیزیک هاروارد که می گوید: مریم تلافی زیبایی از ریاضیات و ادبیات بود.

دنیا مریم را بخاطر هوش و استعدادش تحسین می کند . اما من علاوه بر استعداد، رفتار او را بیشتر تحسین می کنم.

او زیبایی زندگی را در آرامش و سادگی یافت . حتی مراسم تدفینش بدور از هیاهو های کاذب دنیای امروز برگزار شد.

مریم تبلور آرامش گمشده بشر امروزی است.

یادت به خیر نابغه

                                                                                                   " اسماعیل مردان لو"





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گفتند: فردی در خانه اش به لهو و لعب و گناه و فحشا مشغول است! نگفت به این مرکز فساد حمله کنید و شلاقشان بزنیدگفت خانه و حریم شخصی خودش است. به شما ربطی ندارد با چشمان بسته وارد شد و بعد از خارج شدن از منزل دوباره چشمانش را باز کرد و گفت من چیزی ندیدم.

وقتی مردم، بعد از قتل عثمان، با اصرار شدید و بیسابقه از او خواستند که حاکم شود گفت: “مرا رها کنید و سراغ کس دیگری روید” اینطور نبود که حکومت را حق خداداد خود بداند و تشکیل آن را تکلیف شرعی خود بشمارد و از هر فرصتی استفاده کند

اول کسی بود که با رای قاطع مردم حاکم شد. بعد از انتخاب شدن به مردم نگفت به خانه روید و مطیع باشید. گفت: “در صحنه بمانید و اظهار نظر و انتقاد کنید که من ایمن از خطا نیستم مگر اینکه خدا نگاهم دارد” بارها در سخنانش انتقاد از حاکم را تکلیف شرعی مردم دانست…! سعد ابن ابی وقاص، مشروعیت دولتش را نپذیرفت و بیعت نکرد، نه خانه را بر سرش خراب کرد، نه در خانه حصر اش کرد و نه حتی علیه او سخن گفت.

طلحه و زبیر پیش او آمدند و از او پست و مقام خواستند، نپذیرفت، چند روز بعد طلحه و زبیر مدینه را به قصد مکه و تدارک نمودن جنگ جمل (بر علیه علی) ترک کردند! علی به آن ها گفت کجا میروید؟! دروغ گفتند، علی گفت میدانم برای جنگ با من میروید! با این وجود آن ها را زندانی نکرد زندانی سیاسی برای علی معنا نداشت.

روز جمل، اول سپاه مقابل تیراندازی کردند و یک سرباز او را کشتند. یارانش گفتند شروع کنیم. او گفت نه و سر به آسمان بلند کرد و گفت : “اللهم اشهد” (خدایا شاهد باش). سپاه مقابل دومین تیر را انداختند و دومین سرباز او را کشتند. یاران گفتند شروع کنیم. او باز مخالفت کرد و سر به آسمان بلند کرد و گفت “اللهم اشهد”. تیر سوم را که انداختند و سومین سرباز او را که کشتند، سر به آسمان بلند کرد و گفت “ خدایا شاهد باش که ما شروع نکردیم” آنگاه شمشیر کشید. ماجراجو و جنگ طلب نبود.

بعد از جنگ جمل، بر پیکر طلحه گریست و خطاب به او گفت ” کاش بیست سال پیش از این مرده بودم و کشته ترا افتاده بر زمین و زیر آسمان نمی دیدم”. حتی حرمت سابقه جهاد دشمنش را هم نگه داشت. سپس به دیدن عایشه رفت و حرفهای درشت او را تحمل کرد و حالش را پرسید، سپس با ۴۰ زن مسلح روپوشیده (شبیه مردان جنگجو!) اسکورتش کرد و به وطنش برش گرداند، با زنان، حتی مجرمانی که اقدام مسلحانه علیه امنیت ملی کرده بودند، اینطور بود، کسانیکه با او جنگیدند را “محارب، منافق، فتنه گر و ضد ولایت” نخواند، گفت: “برادران مسلمان مایند که در حق ما ظلم کردند!”.

در زمان خلافت تمامی خزانه داری های سرزمین پهناور اسلام را به دست ایرانیان سپرد، گفت ایرانیان قبل از اسلام هم مردمان پاک دستی بودند.

وقتی خلیفه یکی از بزرگترین امپراطوری های جهان در آن عصر بود، با یک فرد مسیحی اختلاف پیدا کرد و کار به قاضی سپرده شد، نخواست به زور حرف خود را به کرسی بنشاند. در دادگاه از این که قاضی او را محترمانه صدا کرده و بیشتر به او نگاه می کرد، خشمگین شد و گفت که من و فرد مسیحی برای تو نباید فرقی داشته باشیم، از خدا بترس و عدالت را رعایت کن از آنجایی که علی شاهدی برای ادعای خود نداشت، قاضی به نفع مسیحی حکم داد و علی این حکم را پذیرفت.

فردی نابینا را دید که گدایی می کند، گفت چرا به او نمی رسید و کمکش نمی کنید؟ گفتند مسیحی است. گفت آن زمان که بینا بود و برایتان کار می کرد، از دینش نمی گفتید، حالا او مسیحی شده ؟! مقرر کرد که از بیت المال مسلمین هر ماه به او پول بدهند تا مجبور به گدایی نباشد…!

علی را باید به عملکردش شناخت نه با وهن و خرافات، علی به عدل اش علی بود.

 





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 4 خرداد 1396 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم
و پنج شنبه می آید
           
         که یادمان بیاورد کسی بود


             که فکرش را نمیکردیم



یک روز نباشد


شَمع، Candle، منبع نور، گرما، موم، پارافین، روشنایی، محیط رمانتیک،




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم
toptoop.ir عکس پروفایل روز معلم گرامی باد همراه با گل




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم

امروز چه روزى است ؟


ما خود تمامى روزهاییم اى دوست


ما خود زندگی ایم به تمامى اى یار


یكدیگر را دوست می داریم و زندگى می كنیم


زندگى می كنیم و یكدیگر را دوست می داریم و


نه می دانیم زندگى چیست


ژاک پره ور- ترجمه شاملو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 فروردین 1396 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم
در طبیعت چیزی جز عکس نندازی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


روستای صخره‌ای كندوان از نوادر دوران است. بسیاری بر این باورند كه تاریخ شكل‌گیری این روستا به بیش از 6000 سال پیش بازمی‌گردد.به طوركلی، 3 روستای صخره‌ای در دنیا شناسایی شده است، روستای كاپادوكیه در تركیه و داكوتا در آمریكا و كندوان كه البته در بین این روستاها، هم‌اكنون تنها روستای كندوان در ایران، دارای جمعیت مسكونی است .


معماری صخره ای حاكی از صحنه های مبارزه وجدان انسان با طبیعت و در خدمت گرفتن صخره های طبیعت است. این روستای زیبا عسل و گل محمدی و سنجد و فندق و کلی سبزیجات گیاهی دارد.












نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 اسفند 1395 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون، دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند...
آقای دکتر خودشان کارت های دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست (لوتوس) تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گل ها را هم توضیح می دهند.
چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند.

دکتر می 
چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند.
من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم.
به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی، انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم.

من در پاسخ او گفتم:
ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند.

برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: "وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست.
ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درخت ها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."
بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را برای مهمانان تحلیل و تفسیر می کنند...

به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند.

بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند.

همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند.

ایشان پاسخ می دهند که موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست.
انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند.

پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشم هایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت:
"دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره ی هفت سین را ببیند..."

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود.
بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است.

تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش...

ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، 

آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، 

شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ...

همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد.

آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرف ها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند.

یک کاسه آب هم روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند.

آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که فلسفه ی این کاسه 10هزارسال قدمت دارد.

آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست.

انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود.
از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟
می گوید:
"ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید.
علم شما کجا و علم ما کجا؟!" 

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز یا هر بهانه ی خوب دیگر، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.
 "خاطرات مهندس ایرج حسابی"




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بهلحظات پایانی سال نزدیک می شویم . ما ایرانی ها شروع رشد و جوانه زدن طبیعت را جشن می گیریم .


این سنت بسیار پسندیده با دید و بازدید از بستگان و دوستان همراه است .


 اما نمی دانم چه پافشاری برای برگزاری چهارشنبه سوری آن هم به شکل آزار دهنده وجود دارد.


چند سال باید قربانی بدهیم تا بیاموزیم خطر سازی فرهنگ نیست .


 چرا نمی توانم جشنی شاد  بیافرینیم که تمام مردم میهنم در آرامش در آن سهیم باشند؟






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 اسفند 1395 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم

وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن،
*
*

چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی

عکس و تصویر امیدوارم که همه دوستان پله های ترقی روبالابرن





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 اسفند 1395 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم

محبت با زن ٰ     زندگی رو آسون تر می کنه

Women's Day Images




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 اسفند 1395 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم

باران میراث خانوادگی ما بود

کوچک که بودم

از سقف خانه ی ما میچکید

بزرگ که شدم.از چشمانم
حسین_پناهی

حسین پناهی،شاعر و بازیگر






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 13 اسفند 1395 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم
عکس و تصویر




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 13 اسفند 1395 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم

گاهــی آدم دلــش می خواهـد

کفــش هایش را دربیــاورد،

یواشکی نوک پـــا، نوک پــا ...

از خودش دور شــود،

دور دور دور ...

Image result for ‫"قدم زدن "‬‎





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 29 بهمن 1395 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم

کم کم به پایان سال نزدیک می شویم ٰ باید خیلی  کارها انجام دهیم .


خونه تکونی ٰ  خالی کردن دل ها از کینه و نفرت ٰ  خرید لباس نو و مهرورزی به  اطرافیان مون


اما فراتر از آن نگاهی به کارنامه یک ساله اعمال مون بندازیم


چه چیز هایی از خداوند مهربونمون خواسته بودیم


کدوم هاشون رو به ما عطا کرد.


کجاها بود سورپرایز شدیم  و از ته دل گفتیم خدایا شکرت مراقبم بودی


و.... فقط خواستم بگم شکر گزاری یادتون نره


Thanks God by Nihadov

 





نوع مطلب : سپاس از خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


باران را دوست دارم....

اما, گاه بلاتکلیف می کند مرا...

زیرا نمیدانم از سر شوق میبارد, یا از سر دلتنگی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


عکس نوشته تسلیت شهادت آتش نشانان ساختمان پلاسکو و متن پروفایل




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 دی 1395 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم


كاش خوشبختی هم


مانند مرگ


حق هر انسان بود


عکس و تصویر گم شدم در گیر و دار آرزو های خودم تا به تنهایی رسیدم باز با ...





نوع مطلب : برای خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





صدای بهم خوردن    بال معصوم  فرشته ها    می آید


انگار   آ مدنت نزدیک است لمس بودنت مبارک







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 25 آذر 1395 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم

نام آفتابگردان همه را به یاد آفتاب می اندازد.

نام انسان آیا کسی را به یاد خدا خواهد انداخت؟

آن وقت بود که شرمنده  از  خدا رو  به آفتاب  گریستم





نوع مطلب : برای خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 5 آذر 1395 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم

اگر روزی در این جهان نباشم


دلم برای بارانش تنگ می شود







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 19 آبان 1395 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم
لازم است  گاهی  در  زندگی  بعضی  آدم ها  را     گم کنید

 تا   خودتان   را    پیدا    کنید
!

Image result for ‫رفتن‬‎




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 7 آبان 1395 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم

با"مثبت فکر کردن "...
"

صدا" تبدیل به موسیقی...
"

حرکت" تبدیل به رقص...
"

لبخند" تبدیل به خنده ...

و ..."زندگی" تبدیل به .... "جشن "می شود


مثبت اندیشی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 22 شهریور 1395 :: نویسنده : سیده نرگس موسوی معصوم

مردم شهر به هوشید…؟
 

هرچه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست.

روی دیوار دل خود بنویسید خدا هست.

نه یک بارو نه ده بارو ;نه  صدبار به ایمان و تواضع بنویسید


خدا هست …خدا هست

عکس و تصویر روی دیوار دیوار خود بنویسید خدا هست




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 24 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


خداوندا
من چیزی نمی بینم
آینده پنهان است
ولی آسوده ام
چون تو را می بینم
و
تو همه چیز را


در دنیای پرودگارم مهربانی پایان ناپذیر است.

در دنیای پروردگارم عشق هرگز متوقف نمی شود.

در دنیای پروردگارم صبر تمام نشدنی ست

فقط در دنیای انسان ها خوبی محدودیت دارد.

در دنیای پروردگارم خداوند ،صاحب خوبی بی انتهاست.

مدیر وبلاگ : سیده نرگس موسوی معصوم
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار های نایت اسکین

کد بارش ستاره <> >–>>


وبگو | تغییر پس زمینه با استفاده از html
قالب وبلاگ | گالری عکس
زیارت عاشورا